<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>فرهنگ ایرانی 2</title>
<description>من ايرانيم

کنيه ام آرياست

خدايم اهورا

پيامبر من کوروش بزرگ است

امامان من داريوش
بزرگ,مازيار,انوشيروان و يزدگرد سوم هستند

روحانيون من 
فردوسي,حافظ,سعدي و مولوي هستند

کتاب مقدس من شاهنامه است

عاشوراي من قادسيه است,
شهداي من رستم فرخزاد و بابک خرمدين هستند

بهشت من ازادي است.
عيد من مهرگان و نوروز است,

دين و آيين من عشق به ميهنم است
</description>
<link>http://irany1388.javanblog.com/</link>
<language>fa</language>
<generator>JavanBlog</generator>

<item>
<title>خليج فارس...</title>
<description>&amp;nbsp;&amp;nbsp;ساحل افتاده گفت گرچه بسي زيسته امهيچ نه معلوم گشت آه که من کيستمموج خروشنده اي تيز خراميد گفتهستم اگر مي روم گر نروم نيستمشعر خليج فارس&amp;nbsp;دهم ارديبهشت ماه در تقويم تاريخي و سياسي ايرانيان به نام پاينده خليج نيلگون فارس، مزين شده است نامي به جاي مانده از کهن ترين منابع تاريخي و ثبت شده در ديرينه ترين جغرافياي جهان.البته تلاش هاي بسياري از سوي استعمارگران براي خدشه به اين حقيقت تاريخي انجام شده و در سالهاي اخير نيز نام خليج فارس هدف قرار گرفته است، اما پايداري ايرانيان براي حفظ ميراث کهن تاريخي ايران و جهان خليج فارس هميشگي فارس را پاينده نگه داشته است.جغرافياي آب هاي خليج فارس و نام اين خليج آنقدر با اهميت است که ايجاب مي کرد روزي به اين نام داشته باشيم. زيرا در جهان عرب از زمان جمال عبدالناصر، انگليس ها باني تبليغات منفي براي مبارزه با واژه تاريخي و چند هزار ساله خليج فارس بودند اما با توجه به اينکه اين نام در جغرافياي جهان نامي ثبت شده است، پايدار مانده است و حساسيت موضوع ايجاب مي نمايد که جمهوري اسلامي ايران از طريق وزارت امور خارجه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، صدا و سيما و ساير رسانه هاي گروهي اجتماعي و ساير مراجع رسمي با جديت هرگونه جعل نام تاريخي خليج فارس را پيگيري نمايند. زيرا صيانت از حفظ نام پاينده خليج فارس سبب اقتدار ملي کشور مي شود و از سويي نامگذاري و تمدني کشور را ارتقاء مي بخشد چون خليج فارس ميراثي است که ايرانيان آزادانديش روزگار کهن براي فرزندان خود به يادگار گذارده اند تا مايه فخر و مباهات نسل هاي بعدي باشد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;جغرافياي تاريخي خليج فارس نماد هويت ملي ايرانخليج&amp;nbsp; فارس از ازمنه قديم يکي از مهم ترين راه هاي دريايي جهان به لحاظ اقتصادي و چه از نظر انتقال فرهنگ هاي سرزمين هاي گوناگون تا عصر حاضر بوده است. به احتمال قريب به يقين هيچ درياي ديگري در عالم بيش از خليج فارس توجه علماي علم جغرافيا، باستانشناسي، اقتصاد، سياست و نظاميان و استعمارگران را به خود معطوف نداشته و دورنماي پرفراز و نشيب را به خود نديده باشد که در تاريخ اين منطقه مکتوب است. خليج فارس از قديم الايام زماني که تمدن بشري در روي کره زمين شکل گرفت، بر اساس سابقه تاريخي و به لحاظ قومي، نژادي، زباني و جغرافيايي به همين نام معروف و مشهور بوده است. زماني که پارسيان به ساحل درياي جنوب رسيدند يعني از هزاره دوم پيش از ميلاد مي بايستي اين دريا را پارسي يا خليج فارس نامگذاري مي کردند زيرا نخستين روزي که نام اين دريا در اسناد و مدارک معتبر تاريخي ديده شده تا امروز آن را به همين نام خوانده اند و در سرتاسر جهان متمدن هميشه و به هر زباني اين نام رواج داشته است.قديمي ترين اسناد در مورد خليج فارس کتيبه اي است از داريوش هخامنشي در ترعه سوئز در کشور مصر در دو هزار و چهارصد سال پيش که جزو قلمرو پادشاهي ايران بوده است. کتاب جغرافياي حدودالعالم من المشرق و المغرب به زبان فارسي، کتاب بطلميوس و در نقشه هاي جهان از اراتوستن، هيپارک و بالاخره استرابون و ... مکررا نام خليج فارس و درياي پارس مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراين تغيير نام خليج فارس به خليج ع رب ي که در اين اواخر از طرف بعضي کشورهاي عربي عنوان مي شو جزء دسيسه استعمار، به منظور ايجاد اختلاف و تفرقه بين کشورهاي اسلامي و به ويژه کشورهاي حوزه خليج فارس چيز ديگري نمي تواند باشد.در حال حاضر از نگاه غربي در مهندسي تهديدات و در معماري امنيت، جايگاه ايران به پشتوانه اسلامي در بين کشورهاي مسلمان حوزه خليج فارس و خاورميانه بسيار محوري است. زيرا ما ايرانيان با بيشترين کرانه در جايي از خليج فارس زندگي مي کنيم که بيشترين تاثير را بر کشورهاي منطقه و فرامنطقه اي داشته است. نقش جمهوري اسلامي ايران به عنوان بازيگري خردمند در منطقه خليج فارس نمود پيدا کرده و هرگونه نظم و سامانه اعم از امنيتي، سياسي و اقتصادي آن را نبايد ناديده گرفت زيرا جمهوري اسلامي ايران مي تواند در هر لحظه که اراده کند بر 60 درصد از منابع انرژي جهان اثرگذار باشد.از آنجايي که موضوع امنيت در خليج فارس اهميت زيادي را در ادبيات و محافل سياسي و علمي به خود اختصاص داده است. اهميت منطقه خليج فارس از نظر ژئواکونوميک قابل بحث است و اين منطقه محل برخورد راهبردي ميان قدرت هاي بزرگ فرامنطقه اي است. با نگرش به تئوري دانشمند معروف سرهارد فورد مکيندر انگليسي نظريه &amp;quot;هارتلند&amp;quot; يا قلب جزيره جهاني که در تصرف هر حکومتي باشد حاکميت بر جهان خواهد داشت. در همين رابطه امروز اين تئوري و تفکر در خصوص هارتلند انرژي يعني خاورميانه صدق مي کند و قلب سرزمين خاورميانه منطقه خليج فارس و کشورهاي حوزه خليج فارس مي باشد يعني بخشي از عراق، عربستان و ايران است که ابرقدرت هاي غربي براي احصاء آن بطور مستقيم و غيرمستقيم درصدد تصرف (قلب) هارتلند انرژي جهان مي باشند و در همين رابطه ايران از منظومه و سياره استعماري ابرقدرت آمريکا خارج شده است و آمريکا درصدد است به هر نحو ممکن اين بخش هارتلند را در تصرف خود درآورد. از نگاه ديگر ايران در سند چشم انداز 20 ساله خود را کشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي علم و فناوري با هويت اسلامي تعريف نموده است که براي رسيدن به اين جايگاه و منزلت يکي از راه هاي آن حفظ هويت ملي و باستاني خود مي باشد و اين حفظ هويت در زنده نگه داشتن نام خليج فارس و جلوگيري از تحريف نام آن مي باشد....</description>
<link>http://irany1388.javanblog.com/post-99721.html</link>
</item>

<item>
<title>ایران زمین یا ایران بزرگ</title>
<description>ایران زمین یا ایران بزرگ&amp;nbsp;&amp;nbsp;واژه اي است که براي فلات ايران، افزون بر تمام مناطقي که فرهنگ ايراني در آنها نفوذ دارد به کار مي رود، و در برخي از نوشته ها، اين واژه را هم معنا با قلمرو شاهنشاهي ايران باستان به کار مي برند. اين قلمرو شاهنشاهي در زمان‌هاي گوناگون يکسان نبوده (در دوران هخامنشي گسترده‌تر بوده است). ولي، قلمرو اشکاني و ساساني با تغيرات کمي به مدت حدود ۹۰۰ سال يکسان بوده است. اين تاريخ مشترک موجب اشتراک اقوام اين قلمرو در برخي رسوم و آيين‌ها شده است. از نظر زباني نيز، اکثر اين اقوام ايراني‌زبان بوده‌اند و رواج زبان پهلوي (يا پارسي ميانه) در اين قلمرو باعث نزديکي بيشتر زباني اين اقوام شده است بطوري‌ که در ادامه، شاخهٔ باختري زبانهاي ايراني را به وجود آورده است.در برخي کاربردهاي ديگر، واژه ايران‌زمين را به معناي سرزمين کنوني ايراني‌تباران به‌کارمي ‌برند....</description>
<link>http://irany1388.javanblog.com/post-98259.html</link>
</item>

<item>
<title>کورش بزرگ ...</title>
<description>سلام دوستان شرمنده که مدتی نتونستم با شما باشم &amp;nbsp;متن کتيبه کوروش کبير همراه با زندگينامه ... اينک که به ياري مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام مي کنم که تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملتهائي که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائي که من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.من تا روزي که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصي ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به کار وا دارد.من امروز اعلام مي کنم که هر کسي آزاد است که هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.من اعلام مي کنم که هر کس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتکب تقصير مي شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.من تا روزي که به ياري مزدا زنده هستم و سلطنت مي کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد.از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند. </description>
<link>http://irany1388.javanblog.com/post-98051.html</link>
</item>

<item>
<title>مزدا ...</title>
<description>&amp;nbsp;کسی که خواستار روشنایی درون است روشنی دل بدو ارزانی می شود ای مزدا !در پرتو راستی و پاکی (اردیبهشت)دانش و منش نیک (بهمن)را به ما ارزانی دار تا به گاه زندگی دراز از شادی برخوردار گردیم the one who seeks inner lightis bestowed an enlightened hearto mazda !in the light of righteousness and purity *ordibeheshtbestow on us good knowledge and conduct *bahmanso that we would rejoice in long life (گاتها - یسنا ۴۳ -دومین سرود )</description>
<link>http://irany1388.javanblog.com/post-98050.html</link>
</item>

<item>
<title>اندرزهای زرتشت پاک ...</title>
<description>&amp;nbsp;&amp;nbsp;ای مردم بهترین سخنان را گوش هوش بشنوید&amp;nbsp;و با اندیشه&amp;nbsp;روشن انها را&amp;nbsp;برسی کنید هر مرد و زن راه نیک و بد شخصآ برگزینید&amp;nbsp;پیش ازفرارسیدن&amp;nbsp;روز واپسین&amp;nbsp;همه بپاخیزید و در گسترش دیین راستی بکوشید &amp;nbsp;&amp;nbsp;</description>
<link>http://irany1388.javanblog.com/post-98049.html</link>
</item>

<item>
<title>کعبه زرتشت ...</title>
<description>زرتشت در چه زمانی و در کدام سرزمینی پرورش یافت؟ چرا زرتشت به بلخ در غرب تاجیکستان کنونی و شرق افغانستان کنونی هجرت کرد؟ تعالیم زرتشت چه بود وچگونه&amp;nbsp;&amp;nbsp;درمیان ایرانیان تبلیغ می‌شد؟ دین زرتشت چگونه در میان ایرانیان انتشار یافت؟ ظهور زرتشت، تعالیم زرتشت، فضایل ملکوتی در تعالیم زرتشت، اصول دین زرتشت،&amp;nbsp;&amp;nbsp;مرامنامه آئین زرتشت، انتشارآئین زرتشت می گویند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;زرتشت&amp;nbsp;چیست ؟؟؟ &amp;nbsp;اینک من می‌خواهم سخن بگویم. شما که نزدیک‌اید و شما که دورید، اگر خواهان تعلیم گرفتن‌اید گوش فرادهید و نیک بشنوید. اینک همۀ شما اینها را که من می‌گویم به‌خاطر بسپارید. از این‌پس بدآموزان و دروغ‌پردازان با فسادکاریهای گفتاری و عقیدتی‌شان زندگی مردم را به‌تباهی نتوانند کشید.&amp;nbsp;من دربارۀ آن دوگوهر همزادی سخن می‌گویم که در آغاز آفرینش پیدا شدند. آن‌یک که فضیلت بود به‌دیگری که دشمنش بود چنین گفت: «اندیشه و عقیده و آموزش و گفتار و رفتار و انفس و ارواح من و تو هیچ‌گاه با هم توافق نخواهند داشت». من از چیزی سخن می‌گویم که اهورَمَزدا در این زندگی به‌من آموخته است. هرکه از شما آنچه را که من می‌اندیشم و اعلام می‌دارم به‌کار نبندد در زندگیش همچنان رنج خواهد کشید. من از چیزی سخن می‌گویم که برای زندگی بهترین چیز است… من از چیزی سخن می‌گویم که آن ذات اقدس به‌من یاد داده است، و آن همانا سخنی است که سعادت جاویدان را برای انسانهای میرنده دربر دارد. من دربارۀ آن ذاتی سخن می‌گویم که برترین ذات است، و او را می‌ستایم. من این سخن می‌گویم با کسانی‌که گوش شنوا دارند دربارۀ آنچه که انسان خردمند باید به‌خاطر بسپارد، و اَهورَ و وُهومِنَه را بستاید؛ می‌خواهم دربارۀ رحمتی که مشمول فروغ ایزدی است سخن بگویم ­آن رحمتی که شامل حال کسانی می‌شود که خردمندانه بیندیشند و راستی پیشه کنند. بشنوید با گوشهایتان بهترین چیزها را. به‌آنها با دیدگان روشن‌بینِ ذهنتان بنگرید تا پیش از آنکه فرجام بزرگ فرارسد هرکدامتان بتوانید تصمیم درست را در انتخاب میان دوراه اتخاذ کنید و راهی را برگزینید که سعادت و خوشبختی در آن نهفته است.&amp;nbsp;اینک آن دوگوهر نخستین که همزاد بودند و در درون انسان پدیدار شدند یکی بهترین و دیگری بد بود در پندار و گفتار و رفتار. و بین این‌دو آن‌کس که خردمند است راستی را برمی‌گزیند ولی آنکه نادان است چنین نمی‌کند. و چون این دوگوهر در آغاز به‌هم برآمدند، زندگی و مرگ را ایجاد کردند؛ سرانجام، بدترین حیات برای پیروان دروغ خواهد بود و بهترین منش برای پیروان راستی. از این دوگوهر آن‌یک که خواهان دروغ بود بدترین کردار را برگزید؛ وآنکه بهترین گوهر بود و از آسمانها جامۀ نستوهی بر تن داشت راستی را برگزید­ و چُنین‌اند همۀ کسانی‌که با کردار شایسته خواهان خشنودی اهورَمَزدا باشند. در میان این دوگوهرِ همزاد، دیوَها راستی را برنگزیدند، زیرا وقتی با هم شدند به‌هوس هوش‌رُبا مبتلا گشتند و بدترین پندار را برگزیدند، و خشمگینانه جمعیت آراستند تا جهان بشریت را به‌تباهی و فساد بکشانند. &amp;nbsp;پروردگارا! هم‌آنگاه که تو را در ضمیر واندیشۀ خویش درک کردم دانستم که آغاز و پایان همۀ هستی توئی. چون با دیدۀ دل به‌تو نگریستم تو را منشأ خیر مطلق (پدرِ وهومنه) یافتم. دانستم که تو آفریدگار روح هستی (گِئوش اُروَن) و دادار حقیقی و آفریدگار عدالت (اَرتَه) و داور کردارهای مردم جهان‌ای. دانستم که نیک‌اندیشی و نیک‌منشی (وهومنَه) را تو به‌کسانی عطا می‌کنی که در تلاش‌اند تا با کردارهای نیکشان تو را خشنود سازند. پروردگارا! آن‌ روزِ فرخنده کی فراخواهد آمد که جهانیان به‌سوی راستی و پاکی روی آورند، و خیرخواهانِ رستگاری‌بخش با تعالیم بخردانۀ خویش مردم را به‌سوی سعادت و نیک‌فرجامی رهنمون شوند؟ نیک‌اندیشی (وُهومنَه) چه وقت به‌سوی همگان روی‌آور خواهد شد؟ پروردگارا! من یقین دارم که تو چنین روزی را خواهی آورد</description>
<link>http://irany1388.javanblog.com/post-98048.html</link>
</item>

</channel>
</rss>