|
» ریژاو بهشت غرب
» پیام شادی » سرزمین اریایی » گرافیک » خواص میوه و مواد غذای » مثل هلو می ره تو گل » شهر فرنگ از همه رنگ » دست نوشته های کلوچه خانم » قلب یخی » عشق ایرانی » برو بچه با حال » اینجا ایران است » فرشته زمینی » رنگارنگ » وبلاگ یه دختر خانوم محترم! |
واژه اي است که براي فلات ايران، افزون بر تمام مناطقي که فرهنگ ايراني در آنها نفوذ دارد به کار مي رود، و در برخي از نوشته ها، اين واژه را هم معنا با قلمرو شاهنشاهي ايران باستان به کار مي برند. اين قلمرو شاهنشاهي در زمانهاي گوناگون يکسان نبوده (در دوران هخامنشي گستردهتر بوده است). ولي، قلمرو اشکاني و ساساني با تغيرات کمي به مدت حدود ۹۰۰ سال يکسان بوده است. اين تاريخ مشترک موجب اشتراک اقوام اين قلمرو در برخي رسوم و آيينها شده است. از نظر زباني نيز، اکثر اين اقوام ايرانيزبان بودهاند و رواج زبان پهلوي (يا پارسي ميانه) در اين قلمرو باعث نزديکي بيشتر زباني اين اقوام شده است بطوري که در ادامه، شاخهٔ باختري زبانهاي ايراني را به وجود آورده است. در برخي کاربردهاي ديگر، واژه ايرانزمين را به معناي سرزمين کنوني ايرانيتباران بهکارمي برند.... شناسايي... نژاد ها نمي توانند محدوده ايران زمين را مشخص کند. در سخنان ريچارد نلسون فريه مي خوانيم: “بارها تأکيد کردم که مردمان کنوني آسياي ميانه، چه ايراني زبان چه ترکي زبان، يک تمدّن، يک مذهب، يک مجموعه ارزش ها و سنت ها دارند و تنها زبان است که آنها را از يکديگر جدا مي سازد“ تنها در دوران امروزي بود که مداخله مستعمراتي غرب و گرايشات نژادي، نيرويي براي جداسازي ايالت هاي ايران زمين شد، تا آنجا که پاتريک کلاوسون مي گويد: “ملي گرايي نژادي به طور گسترده يک پديده سده نوزدهم است، حتي اگر مايل به گسترش دادن آن نباشيم.” با اين حال ايران زمين، به يک ابر سرزمين تبديل شده است. “ايران زمين” مرزهاي ثابتي ندارد، در حاليکه برخي منابع ايران زمين را دربرگيرنده جمهوري هاي کنوني ايران ، افغانستان ، جمهوري آذربايجان ، و جمهوري هاي آسياي ميانه مي دانند، منابع ديگر همچون ريچارد نلسون فريه آن را دربرگيرنده “بيشتر قفقازيه، افغانستان، و آسياي ميانه، با فرهنگ هايي که به چين، هند، و جهان سامي زبان رخنه کرده است” مي داند. به گفته فريه، “ايران يعني تمام سرزمين ها و مردماني که به زبان ايراني در آنها صحبت مي شده يا مي شود، و جاهايي که در گذشته، فرهنگ ايراني چند-گونه در آنها وجود داشته است.” حمدالله مستوفي جغرافي دان سده هاي ميانه ، در اثر ادبي نزهة القلوب مي نويسد: چند شهر است اندر ايران مرتفع تر از همه بهتر و سازنده تر از خوشي آب و هوا گنجه پر گنج در اران صفاهان در عراق در خراسان مرو و طوس در روم باشد اقسرا
پاتريک کلاوسون از مؤسسه خط و مشي خاورنزديک واشنگتن مي نويسد: “بسياري از ايرانيان مي پندارند که حوزه طبيعي نفوذشان فراتر از مرزهاي کنوني ايران کشيده شده است، با اين حال، ايران زماني بسيار بزرگتر بود. نيروهاي پرتغالي جزاير و بنادري را در سده هاي 16م و 17م تسخير کردند. در سده 19م، امپراتوري روسيه ، آنچه که امروز ارمنستان ، جمهوري آذربايجان ، و بخشي از گرجستان است را از کنترل تهران درآورد. متون مدارس ابتدايي ايران ، درباره ريشه هاي ايراني، نه تنها از شهرهايي چون باکو ، بلکه شهرهاي شمالي دورتري چون دربنت در جنوب روسيه ، مطالبي مي آموزد. شاه از بيشتر ادعاهايش درباره غرب افغانستان ، پيرو جنگ 1856-1857 انگلستان-ايران دست کشيد. تنها در 1970، يک رايزني مورد حمايت س.م (سازمان ملل) به ادعاي ايران مبني بر در اختيار داشتن جزيره بحرين در خليج فارس پايان داد. در سده هاي گذشته، پادشاهي ايران يکبار به سوي باختر عراق امروزي و فراتر از آن کشيده شد. زماني که جهان غرب از دخالت ايران در امور فرامرزي خود شکايت مي کرد، دولت ايران گهگاه خودش را قانع مي ساخت که اين تنها اعمال نفوذ در سرزمين هايي است که زماني مال خود او بوده است. همزمان، مناطق از دست رفته ايران در دستان قدرت هاي خارجي، از وضعيت خود احساس نارضايتي اي مي کردند، که تا کنون نيز ادامه دارد“. به زبان فارسي، ايران بزرگ را ايران زمين مي خوانند. ايران زمين در دوران اسطوره اي ضد توران زمين بود، که در بخش بالايي آسياي ميانه قرار داشت. در دوره پيش از اسلام، ايرانيان دو منطقه را در سرميني که بر آن پادشاهي مي کردند از يکديگر متمايز مي دانستند؛ يکي ايران و ديگري انيران . منظور آنها از ايران ، تمام مناطقي بود که مردمان ايراني باستاني در آنها زيست مي کردند. آن منطقه بسيار پهناورتر از امروز آن بود. بعدها، دگرگوني هايي در مرزهاي نواحي که ايرانيان زندگي مي کردند رخ داد، اما زبان ها و فرهنگ ها، در بسياري از بخش هاي ايران زمين، به صورت زبان و فرهنگ غالب، به جا ماند. به عنوان مثال، زبان فارسي، در آسياي ميانه و قفقازيه ، پيش از آنکه به تسخير روسيه درآيند، يک زبان ادبي مهم و زبان مکاتبات بود. از آن گذشته، به گفته دولت بريتاني ، پيش از آن که آن کشور، کردستان عراق را اشغال و زير قيموميت خود درآورد، زبان فارسي در آن منطقه به کار مي رفت. با پيشرفت پيوسته روسيه امپراتوري در جنوب به علت دو جنگ برضد ايران ، و معاهدات ترکمنچاي و گلستان در مرزهاي باختري، افزون بر درگذشت ناگاه عباس ميرز در 1823، و قتل صدر اعظم ايران (ميرزا ابوالقاسم قائم مقام )، بسياري از خان هاي آسياي مرکزي ، اميدشان را براي هر گونه حمايت ايران در برابر ارتش حکومت تزاري از دست دادند. ارتش روس جزيره آرال را در 1849، تاشکند را در 1864، بخار را در 1867، سمرقند را در 1868، و خيوه و آمودريا را در 1873 اشغال کرد باز هم از پاتريک کلاوسون “ايران امروزي پس مانده چيزي است که روزي بود، پادشاهان ايران ، در زمان اوج خود، عراق ، افغانستان ، بيشتر آسياي ميانه ، و قفقازيه را تحت اختيار خود داشتند، بسياري از ايرانيان امروزي مي پندارند که اين مناطق، بخش هايي از حوزه نفوذ ايران زمين است.“ “از زمان هخامنشيان ، ويژگي جغرافيايي آن کشور نگهباني براي آن سرزمين بود؛ اما کوه هاي پرفراز و پستي هاي پهناور فلات ايران ، ديگر براي محافظت از ايران در برابر ارتش روس يا نيروي دريايي بريتاني بسنده نبود، در آغاز سده نوزدهم ، آذربايجان ، ارمنستان ، بيشتر گرجستان ، و افغانستان ، ايراني بودند، اما در پايان آن سده، تمام آن مناطق، در نتيجه اقدام نظامي اروپاييان از دست رفتند.”
1639 معاهده زهاب: ايران ، بغداد و عراق امروزي را از دست داده به امپراتوري عثماني واگذار مي کند. 1813 معاهده گلستان: ايران کنترل خود را بر بخش هاي گسترده اي از قفقازيه از دست مي دهد. 1828 معاهده ترکمنچاي: توسط فتحعلي شاه امضا شد. روسيه امپراتوري بر قفقازيه حاکميت مي يابد. 1857 معاهده پاريس: توسط ناصرالدّين شاه امضا شد. ايران ، هرات و بخش هايي از افغانستان را در عوض تخليه بنادر جنوبي ايران توسط بريتانياي بزرگ از دست مي دهد. 1881 معاهده آخال: توسط ناصرالدّين شاه امضا شد. ايران ، مرو و بخش هايي از خوارزم را در عوض ضمانت هاي امنيتي از روسيه امپراتوري از دست مي دهد. 1893 ايران باز هم مناطقي نزديک به رود اترک را، که در معاهده آخال از آنها نام برده شده بود از دست مي دهد. اين معاهده توسط ژنرال بوتزوف و ميرزا علي اصغر امين السلطان در 27 مه 1893 امضا شد. 1907: برپايه کنوانسيون آنگلو-روس ، ايران به سه بخش تقسيم گرديد. 1970: ايران حاکميت خود بر جزيره بحرين را در عوض تنب هاي بزرگ و کوچک و جزاير ابوموسي در خليج فارس واگذار مي کند
“خوارزم يکي از مناطق ايران زمين، و ميهن ايرانيان باستان است، که در کتاب اوستا از آن با عنوان آيريانم وئجه نام برده شده است.” پژوهشگران امروزي باور دارند که خوارزم بايد همان چيزي باشد که در متون اوست -يي باستان از آن با عنوان “آريانه وئجه ” يا “ايران ويج ” نام برده شده است. اين منابع ادعا مي کنند که اورگنج که سالها پايتخت خوارزم باستاني بوده، به درستي همان “اورو “، هشتمين سرزمين اهورا مزد مي باشد که در متن پهلوي ونديداد از آن ياد شده است. ميشائيل ويتزل ، يک پژوهشگر تاريخ هندو-اروپاييان نخستين، باور دارد که ايران ويج در آنچه که امروز افغانستان ، نواحي شمالي آنچه که بخش هاي شمالي خوارزم باستان و خراسان بزرگ را تشکيل مي داده، قرار داشته است. ديگران، همچون اِلتون اِل دَنيل مورخ دانشگاه هاوايي ، خوارزم را خانه اصلي مردمان اوستايي مي داند. دهخد خوارزم را مهد قوم آري مي نامد. امروزه خوارزم ميان چندين جمهوري آسياي ميانه تقسيم شده است.
افغان ه از اينکه از نوادگان آرياه (يا آريانا؛ تلفظ يوناني آيريانم وئجه اوستايي يا به سانسکريت آرياورته، سرزمين آرياييان) هستند، به خود افتخار مي کنند. امروزه اين واژه بندي اوستايي و فارسي کهن، در نام شرکت هواپيمايي ملي افغانستان نگاه داشته شده است. واژه بندي “آريانا افغانستان” هنوز هم در ميان بسياري از مردمان آن کشور محبوب است.
سرود ملي تاجيکستان (سورودي ميلي )، گواه هويت پارسي-تاجيک آن مي باشد که پس از فروپاشي ا.ج.م.ش (اتحاد جماهير مشارکت گراي شوروي) دوباره زنده شده است. زبان آنها به تقريب با زباني که در ايران و افغانستان با آن صحبت مي کنند يکسان است، و شهرهاي آنان داراي نام هاي فارسي مي باشد؛ براي مثال: دوشنبه ، اسفره ، درّه رشت ، گرم ، مرغاب ، وحدت ، رود زرافشان ، شورآب ، و کُلياب .
افسوس باید فقط با یاد گزشته باید زندگی کنیم . |
» خليج فارس...
» ایران زمین یا ایران بزرگ » کورش بزرگ ... » مزدا ... » اندرزهای زرتشت پاک ... » کعبه زرتشت ... |